به نام خدا
گرانتر از طلا!
آنچه باعث شده این نوشتار به رشته تحریر درآید، دغدغه ایست چندین ساله که در رابطه با مسأله مهمی به عنوان «وقت» و «زمان» دارم و البته تجلّی این مفهوم در مهمترین داشته هر انسان و ارزشمندترین سرمایه او یعنی «عمر» ... .
همانکه تجارت و سوداگری بر سر آن تنها با یک نفر سودآور است و او کسی جز آفرینندۀ قیوم و توانا نیست. یعنی سرمایه خود را -عمر و جان- بدهی و در ازای آن فردوس برین جایگاهت باشد. همه می دانیم که این سرمایۀ گرانتر از طلا می گذرد و اتفاقاً با سرعت مثال زدنی هم می گذرد و بازگشتنی هم در کار نیست. و قسم به همین «زمان» که انسان در خسران و زیانکاری است مگر آنانکه ایمان پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند، یعنی استفاده بهینه از عمر و زمان و به عبارتی به معنای مصرف درست این منبع و سرمایه بازگشت ناپذیر است. امّا همین سرمایه به ظاهر زودگذر می تواند به یک چرخه ماندگار و زاینده تبدیل شود و نیکی بر نیکی بیافزاید و این سرمایه را غنا بخشد. اگر عمر و زمان صرف انجام عمل صالح شد، این عمل صالح به سوی خداوند تبارک و تعالی اوج و رفعت می گیرد و آثارش در جامعه ماندگار می شود و چه بسا خوبی بر خوبی و خیر بر خیر می افزاید و آنوقت تو در ثواب و برکاتش شریکی و سرمایه تو -عمر- زاینده و فزاینده شده است. نمونه بارز این کلام، زندگی پربرکت امام راحل (قدس سره) و شاگردان نخبه و فرهیخته مکتب او، شهدای هشت سال دفاع مقدس هستند که از این سرمایه به بهترین نحو بهره بردند و هنوز آثار اعمال و رفتارشان منشأ خیرات و مبرات و برکات روزافزون در جامعه است. اما به راستی در نظام اسلامی که می بایست تمام سیاستگذاری ها و برنامه ریزیهایش برای سعادتمندی انسانها باشد و ضمن تأمین رفاه مادی و اقتصادی به بالندگی معنوی ایشان بیاندیشید و جهت گیری هایش برای تقویت ایمان و اخلاق ملت و مردمش باشد، چه اقداماتی می بایست برای بهره گیری از زمان و عمر انسان اندیشید؟ نامگذاری سال جاری با عنوان «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» بستر و محلمی است تا بهانه ای باشد که به این مهم یعنی مصرف درست و بهینه زمان و به عبارتی عمر انسان بپردازیم. معطوف شدن و تمرکز بیش از حد بر حوزه های اقتصادی و مصرف انرژی با این تصور که در حال لبیک گویی به پیام مقام معظم رهبری (مد ظله) هستیم، خودش اشتباهی بزرگ و ضایع نمودن زمان و دور شدن از سمت و سوی اصلاح الگوی مصرف است. چرا که جانمایه و زمینه اصلی این شعار قبل از هر اقدام، می بایست در بسترهای فرهنگی و شیوه های اندیشیدن و رفتار انسانها به تحلیل و بررسی گذاشته شود. فراموش نکنیم که بسنده کردن به نصب تنها یک پوستر یا بیلبورد در فضای اداری و یا خارج از آن با این مضمون که مثلاً سال اصلاح الگوی مصرف را گرامی می داریم یا قبل از هرگونه اقدام فرهنگی و بسترسازی مناسب دادن راهکارهایی عجیب مانند حذف پنیر از وعدۀ غذایی صبحانه! و یا استخدام کارشناس با عنوان اصلاح الگوی مصرف! و البته توقف در این سطح نه تنها ارج گذاری به این پیام و شعار پرمعنا و مفهوم نیست بلکه به نوعی حرکت به سمت ضایع کردن و صد البته نشانگر و نمایانگر کج فهمی از موضوع است. تحلیل و برنامه ریزی بر پایه این شعار ارزشمند -حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف- نیار به فهم فرهنگی و تلقی عالمانه و آگاهانه از موضوع و ابعاد و جوانب مترتب برآن دارد. اگر بدون تفکر و تحلیل دست به اقدامات بیلان کارانه و تبلیغی بزنیم درست در عکس مسیر تحقق این خواسته مقدس یعنی اصلاح الگوی مصرف حرکت کرده ایم و مهمترین سرمایه خود را -عمر و زمان- هدر داده و تلف کرده ایم.
اگر بپذیریم که اسراف و اتلافی وجود دارد که می بایست اصلاح صورت پذیرد و اگر بپذیریم که اسراف و اتلاف و تبذیر در مورد داشته ها و سرمایه ها مصداق پیدا می کند آن وقت متوجه خواهیم شد حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف، تنها و تنها در حوزه انرژی و یا مثلاً دور نریختن نان و غذا خلاصه نمی شود بلکه سطحی ترین و ساده ترین برداشت و نوع نگاه به موضوع است. حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف نیاز به توجه به زیرساختها از طرفی و از سوی دیگر نیاز به تمرکز بر اصلاح نگرش ها و مجموعاً تحلیل در بستر فرهنگی دارد.
فراموش نکنیم که حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف تنها ویژۀ مردم نیست و سوق دادن موضوع به دامن مردم نوعی فرافکنی است. به نظر می رسد پرچمدار این حرکت می بایست مسؤولین و مدیران بوده و در واقع فرماندهان و پیشروان این جریان می بایست سردمداران و مدیران و عناصر بلندپایه و تأثیرگذار نظام و گروه های مرجع باشند. آن وقت این حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف حرکتی هماهنگ و دوشادوش از سوی مسؤولین و مردم خواهد بود.
به موضوع مهمترین داشته و سرمایه انسان یعنی عمر و زمان برگردیم. فرصتها سرمایه گرانبها و گرانتر از طلایی هستند که مانند ابر آرام و خرامان می گذرند و درک نمی شوند و درک نکردن و بهره نگرفتن از آن جای حسرت و پشیمانی برای انسان دارد چرا که به تندی می رود به کندی باز می گردد ... .
وجود صفهای طولانی برای گرفتن یک کالا، درگیری در چنبرۀ پر پیچ و خم برخی از بوروکراسیهای اداری و پاراف کردن هایی که گاه در پای یک نامه دو رقمی می شود، پرداختن به نمامی و غیبت و تهمت و بدگویی و ناسزاگویی -به خصوص در محیطهای اداری- ، ترتیب دادن جلسات بی سرانجام، مکالمات طولانی تلفنی و ... همه و همه نمونه هایی از ضایع کردن و اتلاف مهمترین سرمایه انسان یعنی زمان است و ساده تر بگویم بر باد دادن عمر!
غالباً مبرا دانستن از لغزش ها و کم توجهی ها و تکیه بیش از حد بر دانشها و تجارب قبلی باعث پدید آمدن پرده ای حائل بین ما و پندپذیری خواهد شد، پس بیاندیشیم که تا چه حد و اندازه در مصرف درست و بهینه این منبع و سرمایه -زمان- درست و هدفمند تلاش کرده ایم.
این نوشتار مختصر تنها به منظور باز کردن پنجره ای جدید رو به منظر «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» است و بدون شک حق مطلب در این مجمل ادا نشده و نگارنده امید دارد تا سلسله بحثهای عمیق فرهنگی و نظری در این حوزه شکل گرفته و پشتوانه اقدامات و عملیات این حوزه گردد. جا دارد تلاشهای انجام شده در این حوزه را ارج نهاد و همگان را به بازاندیشی و نگرشی نوین به موضوع «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» دعوت کرد ... .
در پایان این مقال از همه اقشار جامعه و بخصوص هنرمندان فرهیخته و پیشرو جامعه که مجهز به مهمترین و تأثیرگذارترین زبان تبیین و تفهیم پیام هستند استدعا دارد با تمام توان برای تحقق این شعار مهم و اساسی که از منویات ارزشمند رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است بیش از پیش تلاش کنند، چرا که تحقق این امر بدون شک و تردید فراهم کننده تحقق و استقرار عدالت اجتماعی است و تسهیل کننده نیل به افق های روشن و امیدبخش ایران اسلامی و این گونه نقطه پایان این نوشتار را می گذارم که، ارزش یک ثانیه را راننده ای می داند که از تصادف جان سالم به در برده است، ارزش یک دقیقه را شاید جامانده ای از قطار یا هواپیما بهتر می فهمد. شاید ارزش یک عمر را پیر فرتوت و در حال احتضاری بیش از دیگران درک کند، مادری که فرزندش نارس است خیلی خوب ارزش یک ماه را درک می کند و برای محکومی در زندان «یک روز» معنای ویژه ای دارد و ... خوشا آنانکه به دعوت خداوند تبارک و تعالی لبیک گفتند و مهمترین سرمایه شان را با آفریننده خود معامله کردند. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.
سینا دلشادی
رئیس حوزه هنری استان مرکزی
«... اولئک عليهم صلوات من ربهم و رحمه و اولئک هم المهتدون»
بقره – 157
هر بار که کتاب «دا» را به دست مي گيرم، دخترم که حالا ديگر نزديک است يک سالش تمام شود خود را مثل برق و باد به من مي رساند و جلد قرمز رنگ و پرجاذبة کتاب، او را بيش از پيش بي تاب مي کند و من باز هم مجبور مي شوم مطالعه کتاب را به تعويق بياندازم ... .
از طرفي هم حواسم به نگاه هاي معني دار همسرم است که با زمزمه اي همراه مي شود که مي گويد: کار روز حوزه کمه، دکتر بنيانيان براش تکليف شب هم تعيين مي کنه!
خلاصه حال و احوال من براي خواندن کتاب «دا» خودش کتابي است ديگر!
ادامه مطلب
استان مرکزی در عرصه تئاتر از ظرفیت بالایی برخوردار است
سینا دلشادی رئیس حوزه هنری استان مرکزی گفت استان مرکزی از ظرفیت بسیار بالایی در عرصه تئاتر برخوردار است.
دلشادی که روز گذشته در جمع پیشکسوتان و هنرمندان تئاتر استان سخن می گفت، در بخش دیگری از سخنان خود افزود حوزه هنری استان مرکزی از سوژه های متعهدانه و انسانی برای خلق یک اثر فاخر نمایشی حمایت میکند.
رئیس حوزه هنری استان مرکزی افزود امروز برخی از هنرمندان، هنر متعهد دینی را هنری میدانند که فقط سوژه ای از دین را به تصویر بکشد تا معنی هنر دینی پیدا کند، در صورتی که اینچنین نیست و هنری که مضامین و محتوای انسانی را بیان نماید به عنوان یک هنر دینی تلقی میگردد.
دلشادی در بخش دیگری از سخنان خود با تکیه بر تعریف مقام معظم رهبری از هنر دینی ابراز داشت هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشری گری و تظاهر ریا کارانه دینی نیست و این هنر لزوما با واژگان دینی به وجود نمی آید. هنر دینی هنری نیست که از یک مقوله دینی مثلا روحانیت و غیره صحبت کند. هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان و بیش از همه دین مبین اسلام به نشر آن در بین انسانها همت گماشته اند نشر بدهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد. و در کل ارایه کننده آرمانهای دین مبین اسلام باشد. دلشادی در ادامه افزود هنرمندان نمایش استان باید بیش از پیش با یکدیگر وفاق و همدلی داشته باشند تا بتوانند تئاتر استان را به سمت و سوی بهتری سوق دهند. این استان از ظرفیت نمایشی بالایی برخوردار است. پیشکسوتان و هنرمندان صاحب نامی در این استان فعالیت نموده اند و هنرمندان جوان در حال فعالیت نیز از استعداد مناسبی برخوردارند. در پایان هنرمندان تئاتر هر کدام به بیان دیدگاهها و نظرات خود پیرامون تئاتر استان پرداختند.
سينا دلشادي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك افزود: اطلاعرساني و آگاهي بخشي در زمينه جامعهشناختي به معناي شناخت از جامعه و تحولات پيرامون آن و نيز ارتقاي فني ـ تكنيكي و مهارتي هنرمندان نيز از ديگر ركنهاي فعاليت اين حوزه در استان مركزي است.
وي با تاكيد بر اينكه ابزار هنر بهترين ابزار براي استحكام و انسجام فرهنگي كشور است، اظهار داشت: از آنجا كه امروز نظام استكبار در تلاش است تا بر تمام دنيا احاطه يابد و بهترين راه اين احاطه را تسلط فرهنگي ميداند، پرداختن به مقوله هنر و هنرمند ميتواند در اين برهه حساس نقش خطيري ايفا كرده و مانع از تسلط فرهنگي استكبار بر روح و جسم جوانان ايراني شود.
رئيس حوزه هنري استان مركزي گفت: انقلاب اسلامي ايران پيامهاي بسيار ارزشمندي دارد كه بهترين ابزار براي صدور اين پيام به تمام جهانيان ابزار هنري است.
دلشادي با اشاره به تاثيرگذاري هنر ادامه داد: هنر يك شيوه بيان است كه اين شيوه از تمام شيوهها ماندگارتر و موثرتر است و نقش مهمي را ميتواند در پيشبرد اهداف نظام در جامعه ايفا كند.
وي همچنين با تاكيد بر اهميت روح هنر متعهدانه افزود: با توجه به اينكه اكثر مخاطبان آثار هنري را جوانان و نوجوانان تشكيل ميدهند، گرفتن روح هنر متعهدانه از آثار هنري ميتواند عواقب بسيار ناگواري را براي كشور به دنبال داشته باشد كه فاصله گرفتن جوانان از فرهنگ اصيل ايراني يكي از نتايج آن است.
رئيس حوزه هنري استان مركزي بيان داشت: اگر مسئولان نتوانند خوراك لازم را به جوانان داده و بستر لازم را براي فعاليتهاي فرهنگي و هنري آنها مهيا كنند، بدون شك جوانان به سمتي گرايش خواهند يافت كه مطلوب نظر نظام و انقلاب نخواهد بود.
دلشادي شعار حوزه هنري استان مركزي را ترويج هنر متعهدانه در بين هنرمندان عنوان و خاطر نشان كرد: امروز يكي از مشكلات اصلي دولت اين است كه مسئولان فرهنگي نظام با وجود داشتن دلسوزي، دانش فرهنگي لازم را نداشته و نتوانستهاند به خوبي در راستاي تحقق اهداف والاي انقلاب گام بردارند و تا زماني كه مديران فرهنگي، نظام دانش فرهنگي لازم را نداشته باشند، كشور در بخش فرهنگ دچار تهديد خواهد بود.

ضمن تقدیر و سپاس از حضور ارزشمندتان در بازدید از نمایش"سوغات سفیر" پذیرای پیشنهادات و انتقادات سازنده شما هستم....
این نمایش بر اساس آخرین نوشته ام میباشد و هم اکنون در حوزه هنری در حال آماده سازی است...
نمایش داستان روبرویی سفیر روم و یزید لعنة الله علیه است و سفیر که میخواهد داستان سر بریده حضرت ابا عبدالله "ع" را بداند و ...
"دوست هر کس دانایی او و دشمن هر کس جهل اوست"
با سلام واحترام
برگه های امتحان تصحیح شده و نمرات شما آماده استُ با مراجعه به اداره آموزش دانشگاه از وضعیت خود مطلع شوید.
در همه عرصه های زندگانی پیروز باشید...
دست خدا همراهتان
«به یاد استاد فقید ابراهیم کریمی» 
امشب که غریبانه قلم به دست گرفته ام ، شام غریبان حسین (ع) است !
همه اش یاد تو می افتم که می گفتی بچه ها با وضو سر تمرین بیایید، نام «حسین» را باید با طهارت ظاهر و باطن ادا کرد .
حالا این چند روز همه جا صدای حسین حسین بلند است ، من الان که دارم می نویسم «حسین» وضو دارم ، اما تو دیگر کنار ما نیستی ...
استاد کریمی !
نام تو برای من با نمایشنامه «ازنیمه راهه عشق» گره خورده است ، همان نمایشنامه ای که در یکی از خرابه های نینوا اتفاق می افتد و همه تلاش تو این بود که بگویی «حسین» که بود ...
من هنوز هم در پی آنم که بدانم حسین کیست ، اما بی تو ! نمی دانم ، شاید رسم شاگردی و استادی این است که استاد ، شاگردش را در نیمه راهۀ عشق رها کند و بقیه راه را تا معشوق به تنهایی طی طریق کند ....
استاد کریمی !
شنیده ام این اواخر بیشتر تشنه می شدی و من یاد آن دیالوگ نمایشنامه می افتم که نوشته بودی : « ای کاش می توانستم تمام آبهای عالم را در آن لحظه خشکیدۀ چسبان حلق ، به علی اصغر هدیه کنم ...»
استاد کریمی ! ، بگو همین چند کلمه از تو دستگیری کرده است ، بگو جایت خوب است ! آخر ارباب حسین خیلی مهربان است ...
امشب ، شام غریبان حسین (ع) است ، ما غریبیم و تو ان شاءا... میهمان سفره امام غریبان ... حسین(ع) !
فصل مشکی پر ز دریای عطش پس به قدر تشنگی باید چشید
عزا داری فقط گریه و زاری نیست محرم ماه شناخت راه و اهداف حضرت ابا عبدالله(ع) است. چقدر خوبه که همراه با گریه و تباکی به دلایل قیام امام حسین(ع) هم بیاندیشیم...به این فکر کنیم که چرا "محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است"
ایام حزن واندوه اهل بیت (ع) و عزای حسینی بر همه پیروان مکتبش و بر همه آزادگان جهان تسلیت باد و مبارک باد هنگامه پیروزی خون بر شمشیر!


